دانلود مقاله


مهر 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30



جستجو





جستجو

 



به واقع نوع انسان همواره شاهد و متاثر از طیف گسترده ایی از آسیب که در اثر بروز رفتارهایی که بدلیل وجود تمایلات آنی و بدون توجه به پیامدهای آن صورت گرفته بوده است. رفتار مخاطره جویانه یا تکانشگرانه و یا به عبارتی تمایل سریع به عکس العمل در برابر انواع محرک ها بدون اینکه توجهی به پیامد های منفی آن انجام می پذیرد (استنفرد و ماتیاس، ۲۰۰۹)[۱] در لایه های مختلف زندگی انسانی از جمله رفتارهای شخصی، رفتار های اجتماعی و حتی تصمیم های عظیم سیاسی آسیب ها و هزینه های سنگینی را بر دوش جوامع گذارده اند. به عنوان مثال در نگاهی از کلان به خرد، بسیاری از جنگ ها که منجر به از بین رفتن و انواع آسیب به انسان بوده است، طیف وسیعی از جرایم و بزهکاری ها، گرایش به مصرف مواد مخدر، بسیاری از رفتار های جنسی پر خطر و بسیاری از آسیب های شخصی و اجتماعی دیگر همراه با عواقبشان نشات گرفته از رفتارهای تکانشگرانه ای می باشند که بدون توجه به پیامد های آنها، فقط بدلیل بروز واکنش های نسنجیده آنی نسبت به محرک های درونی و یا بیرونی صورت پذیرفته اند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

از این رو امروزه به سبب تلاش برای درک، پیش بینی، ریشه یابی و پیشگیری از رفتار های تکانشگرانه، این سازه ضرورتا مورد توجه پژوهش های آسیب شناسانه بسیاری قرار گرفته و یافته های قابل قبولی را نیز به همراه داشته است. شناخت زوایای آشکار و پنهان رفتار های مخاطره جویانه همواره با سوالاتی در مورد علل بروز چنین رفتارهایی آغاز می شود، سوالاتی از قبیل این که “علت ها و پیش آیند های رفتار تکانشگرانه چیست؟ افزایش احتمال بروز رفتار های مخاطره جویانه در پاره ای از اوقات چیست؟ و آیا شناسایی و کنترل عواملی که مهمترین علل روانی چنین رفتارهایی را تشکیل می دهند مفید خواهد بود یا خیر؟” دامنه گسترده ای از پرسش ها، مشاهدات  و پژوهش های بالینی از این دست پژوهشگران را به توجه بیشتر به مفهوم هیجانات و تاثیر آن بر رفتار های آنی رهنمون می سازد (ال،جی و همکاران، ۲۰۰۹)[۲]. چرا که طیف وسیع هیجانات به طور خاص یا در ترکیب با هیجانات دیگر از عوامل موثر در بروز هر یک از رفتار های انسان می باشند.

هر یک از هیجانات شامل خشم، غم و اندوه، ترس، استرس، شادی، تنفر و بسیاری دیگر از انواع هیجانات منجر به رفتاری متناسب با آن هیجان می گردد. کنترل و تنظیم هیجانات چه افزایش و یا کاهش یک نوع هیجان توسط فرد می تواند در افزایش یا کاهش رفتاری خاص تاثیر گذاشته و سبب ساز رفتار دلخواه و فاصله گرفتن از رفتارهای نامطلوبی که با پیامد های منفی همراه هستند، گردد.

در همین راستا می توان به مولفه تنظیم هیجان و به طور خاص خود تنظیمی شناختی هیجان اشاره نمود.

از آنجا که تنظیم شناختی هیجان نحوه کنترل و پردازش شناختی هیجانات فرد، در هنگام مواجهه با شرایطی خاص می باشد (گارنفسکی و گرایچ ۲۰۰۶)[۳]، می توان تنظیم شناختی هیجان را یکی از پیش آیند های مهم رفتار ها، من جمله رفتارهای تکانشگرانه ذکر نمود، چرا که وجود پیشوند شناختی در متغیر خود تنظیمی شناختی هیجان از آگاهانه بودن کنترل هیجانات توسط فرد و متعاقبا اهمیت این متغیر در کنترل رفتار حکایت دارد.

افزون بر این نتیجه بسیاری از تحقیقات نشان می دهند، تنظیم ناموفق شناختی هیجان با طیف وسیعی از رفتار های مخاطره جویانه مانند بروز بزهکاری، خشونت و رفتار پرخاشگرانه (ایزنبرگ[۴] و همکاران، ۲۰۰۱)، اختلال های مرتبط با مصرف الکل (شر و گرکین، ۲۰۰۷)[۵] و اختلال های مرتبط با مصرف مواد (فوکس، اکسلرد، پالیوال، اسلیپر و سینها ، ۲۰۰۷ )[۶] و دیگر رفتار های نامطلوبی که در بخش های دیگر به تفصیل ذکر خواهد شد در ارتباط هستند.

هر چند تحقیقات چندی موید نقش خود تنظیمی شناختی هیجانات در بروز رفتار های تکانشگرانه هستند با این حال تحقیقات اندکی در خصوص مکانیسم این ارتباط صورت گرفته است. یکی از مفاهیمی که نظر مولفان را به خود جلب کرده است سازه تاب آوری می باشد. در واقع امروزه برای پیشگیری و درمان مشکلات روانی من جمله مشکلات شناختی یا هیجانی که منجر به رفتارهای مخاطره جویانه همچون خود کشی، سو مصرف مواد، ارتکاب جرایم و دیگر رفتارهای از این دست می شود به شناسایی و ارتقاء عوامل محافظت کننده مانند تاب آوری و ویژگی های آن می پردازند.

لذا همواره این موضوع مد نظر بوده است که مواجه شدن با شرایط مخاطره آمیز شرط لازم برای آسیب پذیری هست اما شرط کافی نیست. در کل اهمیت سازه تاب آوری به علت  توانایی بازگشت به عقب، بهبود یا انطباق موفق در مواجهه با آسیب ها، عوامل محافظتی آن و نقش بلوک های ساختاری ای سازه برای توانمند کردن فرد جهت غلبه بر عوامل فشار زای زندگی از اهمیت فراوانی برخوردار است (بیسونت، ۱۹۹۸)[۷].

در راستای ارائه مدلی جهت تبیین رفتار مخاطره آمیز در زنان بی سرپرست، پژوهش حاضر نقش سازه‌های تنظیم شناختی هیجان و تاب‌آوری را در بروز رفتار تکانشگری زنان مورد بررسی قرار می‌دهد. در این مدل سازه تاب‌آوری نقش واسطه را بین سازه‌های تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری ایفا می‌کند.

۱ـ۲ـ بیان مسئله

غالب افراد موفق و خود ساخته چشم پوشی از لذات و پاداش های موقت و لحظه ای، پیگیری فعالیت های دارای اولویت بالاتر و انجام فعالیت هایی که در راستای اهداف زندگی سالم فردی و اجتماعی شان است را از اصول اصلی و شالوده موفقیت و رشد در حوزه ها و ابعاد مختلف زندگی خود می دانند؛ در طرف مقابل انجام رفتارهایی که برای پاسخ به نیاز های آنی و غیر ضروری و در نتیجه رسیدن به لذات و پاداش های لحظه ای و گذرا بدون توجه به پیامد های منفی که می تواند در آینده به همراه داشته باشد انجام می پذیرد، اثرات بسیار مخرب و مخاطره آمیزی بر سلامت زندگی فرد می گذارد. در این میان فرایند تصمیم گیری یا برگزیدن یک گزینه از میان چند گزینه، جهت مدیریت شرایط ایجاد شده، یکی از عالیترین پردازش های شناختی به شمار می رود. گونه ی ویژه ای از این فرایند که به عنوان تصمیم گیری مخاطره آمیز [۸](RDM) شناخته می شود ، در شرایطی پردازش می شود  که شخص با گزینه هایی روبرو می گردد که انتخاب آنها باری از سود و زیان در حال یا آینده به دنبال خواهد داشت.

رفتارهای تکانشی که در بسیاری از رویکردها، رفتار مخاطره آمیز نیز خوانده می شوند عملکردهایی هستند که اگر چه تا اندازه ای با آسیب یا زیان های احتمالی همراهند، اما امکان دستیابی به پاداش را نیز به نحوی از انحا فراهم می کنند. رفتار تکانشی به وسیله تعاریفی، دارای وجه اشتراک و گاهی هم متناقض تشریح شده اند. بعضی از این تعاریف شامل: “رفتار بدون تفکر کافی"، “عمل به غریزه بدون مهار ایگو” و “عمل سریع، ذهن بدون دور اندیشی و قضاوت هشیار” می باشند (عدالتی، اسمعیل زاده، هانیه، ۱۳۸۶). از این رو رفتار تکانشگرانه دارای سه ویژگی اساسی: رفتار شتاب زده، رفتار برنامه ریزی نشده و رفتار بدون فکر و مستعد اشتباه است (سوان و هالندر، ۲۰۰۷)[۹] و می تواند نقطه عطف بسیاری از اختلالات و آسیب های اجتماعی مثل خشونت، قمار بازی های بیمار گونه، سوء مصرف مواد، اختلال شخصیت مرزی و ضد اجتماعی باشد ( اختیاری و همکاران، ۱۳۸۷).

در همین راستا با توجه به آسیب پذیری جامعه نسبت به رفتارهای تکانشگرانه، خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی باید مورد توجه خاص قرار گیرد. رفتار خانواده و بخصوص مادران با توجه به این که یکی از واحدهای مهم و تعیین کننده در سرنوشت افراد هر جامعه هستند و همچنین از آنجا که رفتارهای والدین در این واحد از اجتماع از عوامل بسیار موثر بر وضعیت فرزندان آنها می باشد، در بسیاری از موارد بروز رفتارهای پرخطر والدین من جمله مادران و بخصوص زنان بی سرپرست می تواند عواقب ناخواسته و نامطلوب زیادی را ایجاد نماید.

در اینجا زنان بی سرپرست که خود هم سرپرستی خانواده را به عهده دارند و هم وظایف مادرانه خود را باید ایفا نمایند بدلیل مواجهه با فشار های مضاعف، دارای سهم بیشتری از عواقب بروز هیجانات منفی می باشند.

قابل توجه است که آمارها نشانگر میزان بالاتری از تکانشگری در جمعیت نرمال ایران نسبت به جمعیت نرمال غربی بوده اند (حامد اختیاری و همکاران، ۱۳۸۷)؛ به گونه ای که حدود ۷۰ درصد خشونت علیه کودکان در محیط خانه رخ می دهد (کمیته حمایت از کودکان ایران) که سهم مادران از آن ۲۸ درصد می باشد (انجمن حمایت از حقوق کودکان)، در این راستا آنچه قابل ذکر است آن است که بسیاری از انواع هیجانات در بروز رفتار های مخاطره آمیز فوق نقش اساسی را ایفا می کنند، برای مثال هیجان خشم که سبب بروز پرخاشگری در افراد می شود از نظر مقیاس های روان سنجی به مقیاس تکانشگری وابسته است (ویگیل، ۲۰۰۸)[۱۰] لذا این سوال پدید می آید که آیا برای کنترل بهتر رفتار های تکانشگرانه می توان از کنترل و تنظیم آگاهانه هیجانات به عنوان یک پیش آیند مهم نام برد؟

از آنجا که تنظیم شناختی هیجان نحوه کنترل و پردازش شناختی هیجانات فرد در هنگام مواجهه با شرایط خاص از جمله شرایط سخت و ناگوار می باشد (گارنفسکی و گرایچ ۲۰۰۶)[۱۱]، می توان گفت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان از همبسته های اساسی بسیاری از رفتار های مخاطره جویانه هستند. در این زمینه می توان به رفتار مخاطره جویانه ایده پردازی خود کشی و آسیب شناسی روانی آن اشاره کرد که از همبسته های اساسی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان می باشد (لگرستی، گارنفسکی، ورهاست و یوتنس، ۲۰۱۱)[۱۲]. آنچه در اینجا قابل توجه است، آن است که بروز رفتار های مخاطره آمیز و تکانشگرانه و همین طور هیجانات منفی غالبا در شرایط سخت و ناگوار پدیدار می شود، چنانکه در تعریف مولفه تنظیم شناختی هیجان نیز به این مهم اشاره گردیده است.

با این توصیفات توانایی فرد برای پایداری و یا مقابله پویا جهت کنترل هیجانات و همچنین مقاومت در برابر خواسته هایی که منجر به رفتارهای با پاداش آنی و پیامدهای مجهول می شوند جهت عدم یا کاهش مواجهه با شرایط سخت و ناگوار  می تواند بیشتر مد نظر قرار گیرد. با این پیش فرض می توان به نقش احتمالی مولفه تاب آوری به عنوان واسطه متغیرهای تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری اشاره نمود.

تاب آوری در واقع فرایند یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز، علی رغم شرایط چالش برانگیز ، تهدیدکننده و سخت است (گارمزی و ماستن، ۱۹۹۱)؛ لذا آنچه از تحقیقات بر می آید حاکی از آن است که تاب آوری تا حدی نوعی ویژگی شخصی و نتیجه تجربه های محیطی افراد است، لذا می توان واکنش افراد را در مقابل هیجانات منفی من جمله استرس، رویدادهای ناخوشایند و دشوار تغییر داد و کمک نمود تا راحت تر هیجانات خود را کنترل کرده، به طوری که بتوانند بر مشکلات و تأثیرات منفی محیط نیز غلبه کنند (کوردیچ- هال و پیرسون، ۲۰۰۵ )[۱۳].

تحقیقاتی که در خصوص ارتباط سازه تاب آوری با رفتار تکانشگرانه و پرخطر صورت گرفته نشان می دهد، تاب آوری بالاتر با تکانشگری کمتر همراه است( بلک، ۲۰۰۴؛ محمدی  و همکاران، ۱۳۸۵؛ سودانی و همکاران، ۱۳۸۷). در خصوص ارتباط تنظیم شناختی هیجان و تاب آوری نیز، یافته ها موید ارتباط مستقیم تاب آوری با هیجانات مثبت می باشد( توگاد و فردریک سون، ۲۰۰۴؛ کوهن و همکاران، ۲۰۰۹).

در مجموع با در نظر گرفتن الگوی ارتباطات بین متغیرهای تنظیم شناختی هیجان، تاب‌آوری و تکانشگری انتظار می‌رود تنظیم شناختی هیجان با افزایش تاب‌آوری در شرایط دشوار و مخاطره‌آمیز منجر به کاهش تکانشگری و رفتار های مخاطره جویانه فرد شود. در واقع در مدل پیشنهادی پژوهش حاضر هم بر نقش سازه تنظیم شناختی هیجان به عنوان پیش‌آیند تاب‌آوری تأکید می‌شود و هم بر کاهش تکانشگری به عنوان پیامد سازگارانه تاب‌آوری. بر این اساس مدل پیشنهادی پژوهش حاضر در شکل ۱ـ۱ـ آمده است که مدل تفصیلی آن با جزییات کامل در فصل دوم شرح داده خواهد شد.

 

شکل ۱ـ۱ـ مدل نقش واسطه‌ای سازه‌ تاب آوری در ارتباط بین سازه‌های تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری

طبق شکل فوق آن گونه که مشاهده می شود، متغیر وابسته (درونزاد) در این پژوهش تکانشگری می باشد، تنظیم شناختی هیجان نیز به عنوان متغیر مستقل (برونزاد) در نظر گرفته شده است و متغیر تاب آوری به منزله متغیر واسطه ای (میانجی) در مدل وارد شده است. به منظور آگاهی از میزان تاثیر تنظیم شناختی هیجان به عنوان یکی از عناصر اساسی موثر بر تکانشگری زنان بی سرپرست و همین طور چگونگی نحوه تاثیرگذاری این دو متغیر به صورت مستقیم یا با واسطه تاب آوری که می تواند از تنظیم شناختی هیجان تاثیر پذیرد، این پژوهش طرح ریزی گردید.

۱ـ۳ـ ضرورت اهمیت تحقیق

رفتار های تکانشگرانه و مخاطره آمیز و در کل رفتارهایی که موجب آسیب به خود و دیگری می شود، همچون خودکشی، گرایش به مصرف مواد مخدر و اغلب رفتار های مجرمانه معضل بسیار بزرگی برای جوامع کنونی محسوب می گردد که به عنوان رفتارهای تکانشگرانه هزینه های بسیار سنگین جانی و مالی را چه برای جلوگیری پیشگیرانه و چه مقابله با آن ها بر دوش جوامع گذاشته است. برای غلبه بر این چالش ها که سد راه بزرگی برای توسعه سلامت و رفاه روانی جامعه نیز محسوب می گردند، همچنین ریشه یابی بسیاری از این رفتار های مخاطره جویانه تحقیقات فراوانی صورت گرفته است که پژوهشگران را در بسیاری از تحقیقات به سمت و سوی مشکلات هیجانی و هیجانات نابجا سوق داده است، هیجاناتی همچون خشم، احساسات افسردگی، استرس، نگرانی، ترس و غیره. چنین عواملی از بیشترین علل و عوامل تاتیر گذار در اقدام به رفتار های مخاطره جویانه چه در قبال خود و چه دیگران هستند.
تصویر مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

آن چه از شرح فوق بر می آید، آن است که هیجانات منفی با ایجاد شرایط سخت هیجانی برای فرد در صورت عدم وجود تاب آوری می توانند منجر به رفتار های خطرناک و تکانشی گردند. از این‌رو ضرورت دارد جهت شناخت عوامل و متغیرهای مؤثر بر کاهش رفتار های تکانشگرانه و مخاطره آمیز، تحقیقات تجربی صورت گیرد تا با شناخت این عوامل به خصوص در زنان و به ویژه زنان بی سرپرست تحت حمایت، به نهاد های ذیربط کمک کرد تا با آموزش کنترل هیجانات به زنان بی سرپرست، به میزان قابل توجهی با کنترل اقدام های تکانشی آنها چه در سطوح عادی زندگی و چه سطوح پر اهمیت زندگی که منجر به مخاطره انداختن ادامه حیات و سلامت خود، اطرافیانشان و جامعه می شود را کاهش دهند.

 ۱ـ۴ـ هدف تحقیق

 بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری (رفتار مخاطره جویانه) در زنان بی سرپرست مددجوی بهزیستی.

۱ـ۵ـ فرضیه تحقیق

تاب آوری، دارای نقش واسطه ای در رابطه بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و تکانشگری می باشد.

۱ـ۶ـ تعاریف نظری متغیرها

تنظیم شناختی هیجان:

تنظیم هیجان فرایندی است که از طریق آن افراد هیجان های خود را به صورت هشیار یا ناهشیار تعدیل می کنند (بارق و ویلیامز، ۲۰۰۷)[۱۴]. تنظیم شناختی هیجان به استراتژی هایی اشاره دارد که در جهت کاهش[۱۵]، ادامه[۱۶] یا افزایش[۱۷] هیجان استفاده می شوند (گروس ، ۲۰۰۷)[۱۸]. به عبارت دیگر تنظیم شناختی هیجان عبارت است از فرایندهای بیرونی و درونی درگیر در راه اندازی، ادامه دادن و تنظیم رخدادها، تنش ها و بیان احساسات. تنظیم شناختی هیجان به فرایندهای  درونی که در جهت تنظیم هیجانات در گیر هستند مثل فرایندهای شناختی هیجان و تاثیرات بیرونی مانند والدین مربوط می گردد.

تاب آوری:

تاب آوری را یک فرایند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز علی رغم شرایط سخت، چالش برانگیز و تهدید کننده تعریف نموده اند (گارمزی و ماستن، ۱۹۹۱)[۱۹].

تکانشگری:

در یکی از رایج ترین تعاریف، تکانشگری به صورت آمادگی قبلی برای واکنش های سریع و بدون برنامه به محرک های درونی یا بیرونی بدون در نظر گرفتن نتایج و پیامد های منفی آن واکنش ها برای خود فرد یا دیگران، تعریف می شود (استنفرد و ماتیاس، ۲۰۰۹)[۲۰].

۱ـ۷ـ تعاریف عملیاتی متغیرها

تکانشگری:

به نمره ای که فرد در مقیاس تکانشگری بارت (۲۰۰۴) کسب می کند، می گویند.

تاب آوری:

به نمره ای که فرد در مقیاس تاب آوری کانر[۲۱] و دیویدسون[۲۲] (۲۰۰۳) کسب می کند، اطلاق می گردد.

   خود تنظیمی شناختی هیجان:

به نمره ای که فرد در مقیاس خود تنظیمی هیجان گارنفسکی[۲۳] (۲۰۰۱) کسب می کند، اطلاق می گردد.

زنان بی سرپرست:

لازم به ذکر است زنان بی سر پرست به عنوان نمونه ای که در شرایط پر مخاطره و چالش برانگیز به سر می برند، بدلیل مستعد بودن در بروز هیجانات منفی و رفتار های مخاطره آمیز، برای تحقیق در خصوص سازه های پژوهش حاضر که با توجه به تعاریف ذکر شده در شرایط استرس زا و تهدید آمیز معنا می یابند، مناسب می باشند.

 فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی

 فصل حاضر به دو بخش تقسیم می‌گردد:

  • مبانی نظری پژوهش
  • مرور پیشینه تحقیقاتی

بخش مبانی نظری ابتدا ادبیات مربوط به سه متغیراصلی پژوهش را ارائه می‌ دهد. این بخش شامل سه قسمت می شود، که در ابتدا به بحث در خصوص مولفه تکانشگری و مسایل مرتبط با آن پرداخته شده است. در قسمت دوم مبحث خود تنظیمی شناختی هیجان و در قسمت آخر مبحث تاب آوری ارائه شده است. در بخش دوم (پیشینه تحقیقاتی)  ارتباط دو به دو متغیرهای پژوهش به شرح زیر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

  • خود تنظیمی شناختی هیجان و تکانشگری
  • خود تنظیمی شناختی هیجان و تاب آوری
  • تاب آوری و تکانشگری

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-02-29] [ 08:14:00 ب.ظ ]




 

بر خلاف تئوری بازاریابی کلاسیک که هنرش در جذب مشتریان جدید و تأکید آن بیشتر بر انجام معاملات متمرکز بود تا ایجاد رابطه با دیگران، با شدت گرفتن رقابت بین شرکتها در مشتری یابی برای محصولات و خدماتشان و همچنین افزایش قدرت مشتری در دنیای رقابتی امروز، شرکتها دیگر نه تنها باید به دنبال جذب مشتریان جدید باشند، بلکه حفظ و نگهداری مشتریان قبلی و برقراری روابطی مستحکم با آنان را نیز باید مورد توجه قرار دهند.(سلیمانی،۱۳۸۸،ص۸۹)

وارن کیگان[۱] یکی از صاحب نظران علم بازاریابی معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصتها و ایجاد ارزش برای مشتریان است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت و پشتوانه ای محکم برای ادامه حیات سازمان و کسب رهبری در آن عرصه از رقابت را پیدا کرد.(گیلانی،۱۳۸۹،ص ۱۰۲)

بازاریابی رابطه مند  به دنبال برقراری چنان روابطی با مشتریان هدف است که مجدداً در آینده از او (شرکت) خرید کنند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند. بهترین رویکرد جهت حفظ و نگهداری مشتریان این است که رضایتمندی فراوان در مشتری ایجاد کرد و آنچه را برای او ارزش تلقی می شود، مورد توجه قرار داد تا در نتیجه وفاداری او نسبت به شرکت مستحکم شود. مدیریت ارتباط با مشتری نیز در پی ارائه ارزشهای بیشتر برای مشتری و دست‌یابی به مزایای ملموس و غیر ملموس ناشی از این رابطه است. در دنیای کنونی توجه و عمل به اصول بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک مزیت رقابتی به شمار می رود.

دانلود پایان نامه

از طرفی بازاریابی رابطه مند تمام گام هایی است که شرکت جهت شناخت و ارائه خدمات بهتر به مشتریان با ارزش خود بر می دارد. بازاریابی رابطه مند، فرایند مستمر جهت شناسایی و ایجاد ارزشهای جدید برای مشتریان است که در آن منافع دو جانبه مورد توجه قرار دارد و این منافع در طول دوره عمر مشتری با او تقسیم می شود.امروزه معاملاتی که تنها بر اثر بخشی عناصر آمیخته بازاریابی تاکید داشت، به سوی بازاریابی مبتنی بر رابطه و برقراری مدیریت موثر ارتباط با مشتری تغییر جهت داده است. طی دو دهه گذشته سازمان های بسیاری به اهمیت رضایتمندی مشتریان خود واقف شده و دریافته‌اند که حفظ مشتریان موجود به مراتب کم هزینه تر از جذب مشتریان جدید است. به علاوه وجود رابطه قوی بین رضایتمندی مشتریان و سودآوری مورد قبول واقع شده و تامین و ارتقای رضایتمندی مشتریان به هدف عملیاتی بسیار مهم اغلب سازمان ها تبدیل شده است. محققان، بازاریابی رابطه مند را از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داده اند که یکی از آنها تاکید بر برقراری روابطی بلند مدت و متقابل بین خریدار(مشتری) و فروشنده است.جهانی شدن تجارت و اقتصاد و پویاتر شدن رقابت، نقش مشتریان را در سازمانها تغییر داده است نگاه امروز سازمانها به مشتریان تنها یک مصرف کننده صرف نیست. در دنیای رقابتی امروز مشتریان در کانون اصلی توجه شرکتها قرار دارند و رضایتمندی آنها عامل اصلی کسب مزیت رقابتی سازمانها است. لازمه جلب رضایت مشتریان برآورده ساختن کامل نیازهای آنها و شناسایی دقیق خواسته‌ها، انتظارات، تمایلات، آنها در خرید محصولات است و شرکتها برای کسب مزیت رقابتی باید توجه بالایی به مشتریان و رفع نیازهای آنها (بهتر از رقبا) داشته باشند. (واردی،۱۳۹۱،ص۵۵)

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۱ بیان مسئله

دنیای امروز مملو از تغییرات و دگرگونی هاست. تغییر در فناوری،تغییر در اطلاعات، تغییر در خواسته های مردم، تغییر در مصرف کنندگان و تغییر در بازارهای جهانی. اما از مهمترین تغییرات ایجاد شده در صحنه کسب وکار، تغییر در ارزشهای قابل عرضه به خریداران بوده است که به عنوان عامل اصلی موفقیت در سازمانهای فعلی شناخته می شود و سازمانهای پیشرو در هر صنعت موفقیت خود را مدیون توانایی در عرضه و ارائه ارزش بیشتر به خریداران در مقایسه با رقبایشان می دانند( غفاری آشتیانی،۱۳۸۶،ص۵۴).

در چند سال گذشته به دلیل مشکلات مختلف اقتصادی، اجتماعی و دولتی بودن نظام بانکی و مهم تر از همه فزونی میزان تقاضا بر عرضه، همواره بانکهای کشور مشتری مداری و ارکان آن را مورد بی توجهی قرار داده اند و نتوانسته اند به نحو احسن از بازاریابی نوین استفاده نمایند .با توجه به تغییرات محیطی که پیش رو داریم، بانک ها بایستی پیشاپیش به تجهیزنمودن خود، شناسایی نیازها، توقعات مشتریان و همچنین توجه به وضعیت بازار اهمیت قایل شوند، زیرا هر بانکی بتواند زودتر از رقبا این نیازها را شناسایی و برآورده کند درمیدان رقابت پیروز و سرافراز خواهد بود.در سالهای اخیر با تحولات صورت گرفته در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد طلوع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم که هدف آن بازگشت به دوره بازاریابی شخصی است. این مفهوم نسبتاً ساده ای است که بیان می دارد مشتریان مختلف محصولات و خدمات مختلفی را می طلبند و به جای بازاریابی انبوه افراد و سازمانها هر مشتری را تک تک بازاریابی کنیم. دراین رویکرد شخص به شخص، اطلاعات مربوط به هر مشتری مثل خریدهای قبلی، نیازها و خواسته های آنها برای چارچوب دادن به کالاها و خدمات مورد استفاده قرار می گیرند که احتمال پذیرش آن را افزایش دهد( شهرکی وهمکاران،۱۳۹۰،ص۱).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بازاریابی از ابزارهایی است که می تواند رشد درآمدهای بانک را افزایش دهد.  بنا به گفته مدیران بزرگ بانک های معروف دنیا فقط ۵درصد از مشتریان بیش از ۸۵ درصد سودآوری بانک ها راتشکیل می دهند. همچنین تحقیقات محققان امور اقتصادی نشان داده که بانک ها با افزایش مشتریان ارزنده و تراز اول خویش وایجاد رضایت موثر در مشتریان به طور بی سابقه ای به سودآوری خود می افزایند. بنابراین شایسته است که در بازار رقابت تنگاتنگ کنونی بانک هاو با توجه به خصوصی شدن تعداد زیادی از بانک های دولتی و همچنین اختلاف ناچیز سود بانکی در بخش جذب منابع ومصارف پایین بانک های دولتی و خصوصی، بانک ها را ملزم می نماید هر چه سریع تر برای حفظ مشتریان خویش،چاره اندیشی نمایند و چاره آن تنها در بازاریابی رابطه مند ومشتری مداری موثر تجلی می یابد.  مشتریان امروز فرصت های بیشتری برای مقایسه خدمات در اختیار دارند و مدیریت مالی آنها پیچیده تر شده است. بنابراین روابط خلاق میان مشتریان وبانک ها و مجموعه خدمات با کیفیت و ماهیت خدمات خریداری بعد فکری استراتژی بعداجتماعی فرهنگی ساختاردانش تعامل برنامه بعد فناورانه برنامه کاربردی مدیریت توسعه شده در هنگام خرید به کیفیت تعامل و رابطه بین دو طرف مشتری و کارمند بستگی دارد. قضاوت مشتری در مورد بانک براساس میزان توانمندی بانک در کمک به حل معضلات و توسعه تجارت او استوار است. در کشور ما و اکثر کشورهای پیشرفته دنیاهدف و غایت نهایی انجام سریع امور و عدم اتلاف وقت به عنوان مهم ترین عنصر موفقیت در رقابت کنونی می باشد و مشتریان به عنوان ارکان تعیین کننده ارزش بسیاری زیادی برای تکنولوژی وسرعت و در درجه بعدی تخصص فنی بانک ها قائل هستند.پیشرفت بازاریابی رابطه مند در بانک با پیمودن در جهت توسعه روابط با مشتریان صورت می گیرد. حفظ رابطه با مشتری یک مساله بلندمدت است و به جای نتایج و پیامدهای جاری باید به پیامدهای آتی آن توجه کرد.از سوی دیگر کیفیت رابطه بامشتری با میزان رضایت مشتری سنجیده می شود. (مختاری،۸۷،ص۴۶ )

با توجه به گسترش سیستم های اطلاعات و فناوری، کسب و کار به طور فزاینده ای توانایی جمع آوری مقادیر عظیمی از داده های مشتری در پایگاه داده های بزرگ است. با این حال، بسیاری از بینش های بازاریابی مفید را در ویژگی های مشتری و الگوی خرید خود را تا حد زیادی پنهان و دست نخورده است. تاکید جاری در مدیریت ارتباط با مشتری باعث می شود عملکرد بازاریابی نرم افزار ایده آل منطقه تا حد زیادی از استفاده از ابزارهای داده کاوی برای پشتیبانی تصمیم گیری بهره مند شوند. یک روش سیستماتیک که با بهره گرفتن از داده کاوی و تکنیک های مدیریت دانش پیشنهاد به مدیریت دانش بازاریابی و حمایت از تصمیمات بازاریابی است. این روش می تواند مبنایی برای بهبود مدیریت ارتباط با مشتری باشد. (شاو[۲] وهمکاران ،۲۰۰۱ ، ص ۱۳۷)

مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش  هر دو تمرکز بر تخصیص منابع به فعالیت های کسب و کار حمایتی به منظور به دست آوردن مزایای رقابتی. مدیریت ارتباط با مشتری با تمرکز بر مدیریت ارتباط بین یک شرکت و پایه مشتری فعلی و آینده نگر خود را به عنوان کلید موفقیت می داند .(گبرت[۳] وهمکاران ،۱۹۹۷،ص۱۰۷)

همچنین بکارگیری نظریه های سازمان و مدیریت، و مدیریت دانش علاوه بر اینکه باعث بهبود عملکرد سازمانها می شود، باعث افزایش رضایتمندی مشتریان نیز شده است. اینکه مشتریان به عنوان پایه و اساس فعالیتهای سازمانهای خدمت محور و مشتری محوری همچون بانکها قرار دارند، بر هیچکس پوشیده نیست. ازطرفی، مدیریت دانش یکی از عمده ترین عوامل تغییرات سازمان و ارزش آفرینی از دهه ۱۹۹۰ شده است.(رجبعلی بگلو،۱۳۹۱)

لذا دراین پژوهش نیز ما بابررسی دو متغیر مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مندوارتباط آن با مدیریت ارتباط بامشتری هستیم تا با این بررسی تلاشی درجهت برجسته کردن مدیریت ارتباط با مشتری در هرچه بهتر شدن آن در جامعه بکوشیم.

۳-۱ اهمیت و ضرورت پژوهش

از آنجا که در دوران حاضر با افزایش بانکهای خصوصی وافزایش رقابت بین بانکها جهت جذب مشتری وافزایش درآمدزایی نیاز مطالعه در خصوص عناصر مهم مشتری مداری در ایران احساس می شود چراکه باتوجه به محدودیت اختیارات بانکها برای تعیین سودهای بانکی ودیگر خدمات عمده عواملی که می تواند درافزایش درآمد بانکها کمک کند ،مباحث مشتری مداری وازجمله مهمترین این مباحث مدیریت ارتباط با مشتری است .

با توجه به اهمیت روز افزون مشتریان در بانک و بالطبع اهمیت روزافزون مدیریت اثربخش ارتباطات با شتریان، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی توفیق مدیریت ارتباط با مشتری در بانک بسیار مهم تلقی می شود. سازمان هایی که در پیاده سازی و اجرای برنامه ها و سیستم های مدیریت ارتباط با مشتریان موفق بوده اند، مزایای اقتصادی و غیراقتصادی متعددی را کسب نموده اند. این مزایا و منافع به راحتی سرمایه گذاری ها و مخارج انجام گرفته در زمینه توسعه مدیریت ارتباط با مشتریان را پوشش بهبود رضایت مشتریان، ، داده و در بلند مدت فراتر از آن می رود.  مزایای یک برنامه موثرافزایش رشد درآمد و دستیابی به مزیت رقابتی به عنوان نتیجه حفظ مشتریان می باشد.

اغلب تمرکز یک سازمان را از سرمایه گذاری زیاد بر مشتریان جدید به حفظ مشتریان موجود تغییر می دهد. اما تعداد کثیری از سازمان ها نیز در پیاده سازی کامل مدیریت ارتباط با مشتریان شکست می خورند و بنابراین قادر به بازگشت سرمایه گذاری های انجام شده در این راستا نمی شوند.  بنابراین سرمایه گذاری هایی مانند خرید خدمات مشاوره مدیریت در زمینه طراحی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتریان و مهندسی مجدد فرایند های کسب و کار، خرید یا توسعه و پیاده سازی ابزارهای فناوری اطلاعات مدیریت ارتباط با مشتریان و آموزش کارکنان و . که برای مدیریت ارتباط با مشتریان ضروری هستند، در صورت عدم موفقیت در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتریان منجر به تحمیل زیان های مالی مستقیم و غیرمستقیم و هزینه فرصت های فراوان به شرکت ها می شود. از این رو شناسایی عواملی که با تمرکز بر آنها، خطر شکست طرح های مدیریت ارتباط با مشتریان را در شرکت ها کاهش می دهد، می تواند تاثیر بسزایی در کسب بازده اقتصادی از سرمایه گذاری های انجام شده در این زمینه داشته باشند.)نعمتی،۱۳۸۴،ص۷۳)

۴-۱ اهداف پژوهش

۱-۴-۱ هدف کلی :

تبین ارتباط  بین مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری.

۲-۴-۱ اهداف جزیی :

تبییین ارتباط بین مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری.

تبیین ارتباط بین بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری .

اهداف کاربردی:

هدف کاربردی برجسته کردن اهمیت ارتباط با مشتری وانجام تحقیقات مشابه در بانکها

۵-۱ فرضیه های پژوهش

فرضیه اصلی :  بین مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری رابطه معنی داری وجود دارد .

فرضیه های فرعی

  • مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مند پیش بینی کننده معنی دار مدیریت ارتباط با مشتری است .
  • مولفه های مدیریت دانش پیش بینی کننده معنی دار مدیریت ارتباط با مشتری است.
  • مولفه های بازاریابی رابطه مند پیش بینی کننده معنی دار مدیریت ارتباط با مشتری است.

۶-۱ تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها :

۱-۶-۱ تعریف مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری

به طور کلی از مدیریت ارتباط با مشتری تعاریف مختلفی ارائه شده، ولی آنچه که در تمام این تعاریف مشترک است :

به همه فرآیندها و فناوری‌هایی گفته می‌شود که در شرکت‌ها و سازمان‌ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار می‌رود. اصول مدیریت ارتباط با مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای ارتباط با مشتریان بیان میکند، از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمان های مختلف. (مایر،۱۹۹۱،ص ۶۱)

مدیریت ارتباط با مشتری، بر مبادله ارزش بین مشتری و سازمان بنا شده و بر ارزش ایجاد شده در این ارتباط تاکید می‌کند .

مدیریت ارتباط با مشتری، یک راهبرد کسب و کار است که با پیشرفت فناوری تقویت می‌شود و از طریق آن، شرکتها به ایجاد ارتباطات سودمند بر پایه بهینه‌سازی ارزش دریافتی و ادراکی مشتریان می‌پردازند .

مدیریت ارتباط با مشتری یک نظام اطلاعاتی یک پارچه است که برای برنامه ریزی،زمان بندی و کنترل فعالیت های قبل و بعد از فروش سازمان و با هدف توانمند سازی مشتریان جهت تعامل با سازمان از طریق ابزارهای متعددی چون وب سایت،تلفن و غیره به کار می رود .(گبرت[۴] وهمکاران ،۱۹۹۷،ص۱۰۷)

در زیر به تعدادی از تعاریفی که از ارتباط به دست آمده است اشاره می کنیم :

- مدیریت ارتباط عبارتست از فرایندی ست که در آن معنا بین موجودات زنده تعریف و به اشتراک گذاشته می شود.

- ارتباطات را » فراگرد تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی «تعریف می کنند.

- فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط همسان بودن معانی بین آنها(کاظم معتمد نژاد،۱۳۸۳،ص۴۵)

- ارتباط را به معنی ربط دادن، بستن، پیوند، و . به کار برده است.(فرهنگ لغت معین)

- مدیریت ارتباط با مشتریان یک استراتژی تجاری طراحی شده ای است تا از هزینه ها  کاسته  و باعث افزایش منافع یک سازمان در راستای استحکام وفاداری به  مشتریان باشد .

- مدیریت ارتباط با مشتری سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان در قالب یک نرم افزار  به معنای مفهوم ارتباطات داخلی و خارجی  یک سازمان ،  برمحور فلسفه مشتری مداری در کل امور یک سازمان  تاکید  و هدایت آن را به عهده میگیرد.(برنت [۵]،۲۰۰۶،ص۱۱)

- مدیریت ارتباط با مشتری یک استراتژی برنامه ریزی شده است که با آموزش دادن و هدایت کردن کارمندان به شما نحوه چگونگی درک و فهم نیاز های بیشتر مشتریان را آموزش داده  تا روابط افراد یک سازمان و مشتریان آن را استحکام بیشتری ببخشد.(تامپسون،۲۰۰۴،ص ۱۱۹)

۲-۶-۱ تعریف عملیاتی مدیریت ارتباط با مشتری

میزان نمره ای است که آزمودینها از پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری پاترسون کسب می نمایند .

۳-۶-۱ تعریف مفهومی مدیریت دانش

در گذشته بسیاری از سازمان ها دانش هریک از کارکنان را تنها در جهت بهبود عملکرد شخصی وی مورد

استفاده قرار می دادند؛ درحالیکه امروزه سازمان ها در تلاش برای به جریان انداختن دانش کلیه پرسنل در سطح سازمان می باشند، تا اهداف سازمان بیش از پیش تأمین شود.  این امر منجر به رواج دیدگاه جدیدی به نام مدیریت دانش  در مباحث مدیریتی و زمینه های موضوعی مرتبط شده است.

امروزه بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا با بکارگیری و عملی سازی مدیریت دانش در جهت رشد و توسعه خود گام برداشته اند. درواقع مدیریت دانش مجموعه ای از داده های مرتبط و سازماندهی شده می باشند که مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته اند و معنا و مفهوم مشخصی را به ذهن می رسانند. (زرگر،۱۳۸۲،ص۹۹)

۴-۶-۱ تعریف عملیاتی مدیریت دانش

میزان نمره ای است که آزمودنیها از پرسشنامه مدیریت دانش نوناکو[۶] کسب می کنند.

۵-۶-۱تعاریف مولفه های مدیریت دانش

تعریف مفهومی بیرونی سازی : بیرونی سازی عمل کدگذاری یا تبدیل دانش ضمنی به آشکار است و در تعاملات رسمی مانند مصاحبات تخصصی روی می دهد با بیرونی سازی امکان تسهیم دانش، به وجود آمده و مبنایی برای ایجاد دانش جدید شکل می گیرد. مفهوم خلق در توسعه تولیدات جدید یا چرخه کنترل کیفیت مثالی از این فرایند است که با تبدیل دانش ضمنی به آشکار، امکان بهبود فرایند تولید را برای کارکنان فراهم می آورد ( سالار زهی ، همکاران ، ۱۳۹۱، ص۸۸ ) .

تعریف عملیاتی بیرونی سازی : میزان نمره ای که آزمودنیها از سوالات ۱ تا ۵ پرسشنامه مدیریت دانش نوناکو کسب می نمایند .

تعریف مفهومی ترکیب : در ترکیب، با بهره گرفتن از تعاملات اجتماعی، دانش آشکار بین افراد مبادله می شود. افراد، دانش را از طریق سازوکارهای مبادله، مانند جلسات و گفت وگوهای تلفنی، شکل دهی مجدد اطلاعات موجود ( دسته بندی، افزودن، طبقه بندی مجدد و مفهوم سازی مجدد دانش آشکار)منتقل و ترکیب می کنند که این می تواند به خلق دانش جدید منجر شود در این مرحله استفاده از فناوری اطلاعات در شکل گیری دانش جدید نقش بسیار مهمی ایفا می کند ( طبرسا ‌، همکاران ، ۱۳۹۱،ص ۱۱۴) .

تعریف عملیاتی ترکیب : میزان نمره ای که آزمودنیها از سوالات ۶ تا ۱۶ پرسشنامه مدیریت دانش نوناکو کسب می نمایند .

تعریف مفهومی درونی سازی : درونی سازی فرایند تبدیل دانش آشکار به ضمنی است. از طریق این فرایند، دانش آشکار خلق شده در سراسر سازمان منتشر شده و به وسیله افراد تبدیل به دانش ضمنی می شود. درونی سازی به شدت در ارتباط با یادگیری در عمل است ( سالار زهی ، همکاران ، ۱۳۹۱، ص۸۸ ) .

تعریف عملیاتی درونی سازی: میزان نمره ای که آزمودنیها از سوالات ۱۸ تا ۲۰ پرسشنامه مدیریت دانش نوناکو کسب می نمایند .

تعریف مفهومی اجتماعی سازی : اجتماعی سازی از طریق تعامل بین افراد شکل می گیرد. در اینجا یک فرد می تواند دانش ضمنی را بدون استفاده از زبان به دست آورد. کارآموزان در حین کار تحت نظارت قرار می گیرند و تخصص ها را نه از طریق زبان، بلکه به واسطه مشاهدات، تقلید و تمرین یاد می گیرند. کلید به دست آوردن دانش ضمنی تجربه است، بدون شکلی از تسهیم تجربه، برای افراد بسیار مشکل است که تفکرات شان را با هم تسهیم کنند( طبرسا ‌، همکاران ، ۱۳۹۱،ص ۱۱۴) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




ارتباط مؤثر با دیگران تلقی می­ شود (باتلر و وامپلر[۱۰]، ۱۹۹۹). باتلر وامپلر (۱۹۹۹) طی پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که آموزش مهارت­ های ارتباط به پیشرفت­های چشمگیری در ارتباط افراد با یکدیگر می­ شود و هم­چنین میزان خود­شناسی را نیز افزایش می­دهد.

موسوی و قربانی (۱۳۸۵) طی پژوهشی که روی ۱۵۱ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین خود­شناسی و آسیب­های روان­شناختی همبستگی منفی وجود دارد. با توجه به نقش تسهیل­گر فرایند خودشناسی در همسانی درونی، ویژگی خود نظم­دهنده­ی آن (هیگنز[۱۱]، ۱۹۹۶)، و تأثیر آن در بهزیستی روانی (قربانی و همکاران، ۲۰۰۳)، می­توان پیش ­بینی کرد، هر چه میزان خود­شناسی بالاتر باشد، همسانی درونی بیشتر و مشکلات روان­شناختی کم­تر است. نتایج پژوهش­های اخیر حاکی از آن است که شدت و وضوح خودآگاهی در تعامل با ماهیت افکار، عواطف و باورها به ویژه احساس نومیدی و نیز ارزشی که فرد برای خود به عنوان یکی از اعضای اجتماع قائل است، می ­تواند به انحای مختلف بر بهداشت روانی فرد تأثیر بگذارد (سیمون و هارتر[۱۲]، ۱۹۹۸).

فهم ذهن دیگران و خودآگاهی (آگاهی بر حالات ذهنی خود) به موازات یکدیگر پیش می­رود، دانش در مورد ذهن خود به دانش در مورد ذهن دیگران مربوط است (گوپنیک[۱۳]، ۱۹۹۳). از این رو، آنان که شناخت گسترده­تر و عمیق­تری از خود دارند، دیگران را نیز بهتر می­توانند درک کنند و پیش ­بینی دقیق­تری از افکار خود و سایرین خواهند داشت و بدین ترتیب مشکلات کم­تری را در ر­ابط بین فردی با دیگران تجربه خواهند کرد.

با توجه به این که متغیرهای بلوغ عاطفی و خود­شناسی در زندگی فرد از اهمیت به سزایی برخوردار است اما در ادبیات پژوهشی به این متغیرها و رابطه­ آن­ها با هم توجه زیادی نشده و تحقیقاتی که در این زمینه، چه در داخل و چه در خارج صورت گرفته محدود می­باشد. بنابراین، در این پژو­هش مسئله اصلی بررسی رابطه بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه ­دولتی می­باشد؛ و ما می­خواهیم بدانیم که آیا بین متغیرهای بلوغ عاطفی و خود­شناسی در بین دانش­ آموزان رابطه وجود دارد یا نه؟

۱-۳ دلایل توجیهی و ضرورت انجام تحقیق

دوران بلوغ یکی از مهم­ترین دوران­های زندگی است. در این دوره بزرگ­ترین تغییرات فیزیولوژی و روانی در فرد ایجاد می­ شود و شناخت این تحولات و تغییرات در رفتار و کردار نوجوانان بسیار ارزشمند است.

دانش­ آموزان از مهم­ترین اقشار جامعه و جزء روشن­فکران آن محسوب می­شوند که نگرش و عملکرد آن­ها در کل جامعه تأثیر دارد. هر چه این قشر از نظر رفتاری، عملکردی و شناختی پویاتر و انعطاف پذیرتر باشند، به همان اندازه جامعه در دست­یابی به اهداف و پیشرفت موفق­تر خواهد بود. با وجود آن که همواره پرسش­هایی بنیادین در باب ماهیت ذهن انسان و توانایی وی در شناخت خود مطرح بوده است، اما مفهوم خودشناسی تا­کنون جایگاه اصلی خود را در روان­شناسی به عنوان موضو­عی عمده و اساسی به دست نیاورده است.

ارتباط خود­شناسی با زمینه ­های پژوهشی مختلف از جمله سنت روان پویشی، پژوهش­های شخصیت که در آن صفات شخصیتی به واسطه پرسشنامه ­های خود سنجی ارزیابی می­شوند و پژوهش­های روان­شناسی اجتماعی در زمینه ماهیت خود پنداشت قابل تأمل است (ویلسون و دان،۲۰۰۴). هم­چنین بلوغ عاطفی با بسیاری از جنبه­ های زندگی فرد ارتباط دارد. پس با توجه به اهمیت بلوغ عاطفی و خود­شناسی در زندگی انسان، نتایج این پژوهش می ­تواند در زمینه ­های بهداشت و سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد و از اهمیت به سزایی برخوردار است. هم­چنین، نتایج این پژوهش در زمینه ­های برنامه­ ریزی تحصیلی در مدارس نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. از جمله ضرورت­های دیگر این پژوهش انجام تحقیقات کم در زمینه موضوع پژوهش می‌باشد؛ و انجام این تحقیق از بُعد افزایشی در ارتقای پژوهش­های مربوط به سلامت روان دانش­ آموزان اهمیت به سزایی دارد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۴ اهداف تحقیق

۱-۴-۱ اهداف کلی

  • بررسی رابطه­ بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
  • مقایسه بلوغ عاطفی و خودشناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
  • پیش بینی میزان خودشناسی دانش­ آموزان براساس مؤلفه ­های بلوغ عاطفی.

۱-۴-۲ اهداف جزئی

تعیین رابطه بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان.
تعیین رابطه بین مؤلفه ­های بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان.
تعیین رابطه بین بلوغ عاطفی و مؤلفه ­های خود­شناسی در دانش­ آموزان.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین مؤلفه ­های بلوغ عاطفی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین مؤلفه ­های خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان پایه دوم و سوم تحصیلی.
تعیین توان مؤلفه ­های بلوغ عاطفی در پیش بینی میزان خود­شناسی دانش­ آموزان.
تعیین توان مؤلفه ­های بلوغ عاطفی در پیش بینی میزان هر یک از مؤلفه ­های خود­شناسی در دانش­ آموزان.

۱-۵ فرضیه ­های تحقیق

بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان رابطه معنی­داری وجود دارد.
بین مؤلفه ­های بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان رابطه معنی­داری وجود دارد.
بین بلوغ عاطفی و مؤلفه ­های خود­شناسی دانش­ آموزان رابطه معنی­داری وجود دارد.

بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه ­دولتی تفاوت وجود دارد.
بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین مؤلفه ­های بلوغ عاطفی در دانش­ آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین مؤلفه ­های خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان پایه دوم و سوم تحصیلی تفاوت وجود دارد.
مؤلفه ­های بلوغ عاطفی میزان خودشناسی دانش­ آموزان را پیش ­بینی می­ کند.
مؤلفه ­های بلوغ عاطفی میزان هر یک از مؤلفه ­های خود­شناسی در دانش­ آموزان را پیش ­بینی می­ کند.

۱-۶ متغیرهای تحقیق

بلوغ عاطفی

خودشناسی

۱-۷ تعریف مفهومی متغیرها

- بلوغ عاطفی: بلوغ عاطفی جریانی است که طی آن شخصیت فرد دایماً برای احراز بیش از پیش سلامت عاطفی، از لحاظ روانی و فردی می­کوشد. مفهوم رفتار عاطفی در هر سطحی، حاصل رشد طبیعی عاطفی است (والتری، دی و اسمیت سون، ۱۹۷۴).

- خودشناسی: خود­شناسی عبارت است از آگاهی لحظه به لحظه فرد نسبت به حالات روان­شناختی و توان تمایز نهادن و تحلیل محتوای تجارب کنونی و نیز پردازش شناختی فعال درباره خود و معطوف به رویدادهای گذشته است که نتیجه آن ایجاد دید وسیع­تر برای هدایت رفتار و تشکیل طرحواره­های فردی پیچیده­تر و کامل­تر است (طهماسب، ۱۳۸۴).

۱-۸ تعریف عملیاتی متغیرها

     بلوغ عاطفی: در این مطالعه میزان بلوغ عاطفی افراد مورد مطالعه نمره­ای است که در پرسش­نامه مقیاس بلوغ عاطفی سینک و بهارگاوا، به دست آورده­اند.

خود­شناسی: در این مطالعه میزان خود­شناسی افراد مورد مطالعه نمره­ای است که در پرسش­نامه خود­شناسی رضاخانی، به دست آورده­اند.

     در دهه­های اخیر پژوهشگران متعدد به خصوص در خارج از کشور به متغیر بلوغ عاطفی و متغیرهای مرتبط با آن پرداخته­اند و ضرورت افزایش این متغیر را مطرح کرده ­اند. از آن جایی که این متغیر، یک متغیر مهم در روان­شناسی است و می ­تواند با بسیاری از متغیرهای دیگر مرتبط باشد، ما در این پژوهش تلاش خواهیم کرد که ضمن اشاره به مبانی نظری متغیر بلوغ عاطفی و متغیرهای مرتبط با آن (خود­شناسی) به سوابق پژوهشی انجام شده در داخل و خارج از کشور نیز اشاره کنیم تا بتوانیم در پایان راه­کارهای نظری و عملی مؤثری برای افزایش آن ارائه دهیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




 

صرع[۱] یکی از فراوان ترین اختلالات عصب روانشناختی[۲] است که بررسی های جمعیت شناختی منزل به منزل شیوع آن را ۲/۲- ۴۱ نفر در هر هزار نفر برآورد کرده است (بنرجی[۳]، فیلیپی[۴] و هاسر[۵]، ۲۰۰۹ ). اصطلاح صرع از یک واژه یونانی به معنای «تسخیر شده توسط نیروی بیرونی» گرفته شده و تاریخچه آن در برگیرنده ۴۰۰۰ سال غفلت، موهوم پرستی و برچسب[۶] های ننگ آمیز است. تخلیه پیش بینی ناپذیر یاخته های مغز، در بسیاری از موارد، جلوه بالینی بسیار ناخوشایندی را در بیمار پدید می آورد که اغلب زمینه ساز برداشت های عامیانه و تفکرات غلط در زمینه علل زمینه ساز این بیماری بوده و بیمار را در معرض ناراحت کننده ترین برچسب های خودکار و یا روانی است که از تخلیه ناگهانی و بیش از حد بار الکتریکی سلول های عصبی مغز ناشی می شود. در این اختلال بخشی از مغز یا تمامی آن درگیر می باشد (مشتاق، ١٣٨٨). این بیماری از شیوع بالایی در همه سنین و در تمامی کشورها برخوردار است. البته اگرچه صرع می تواند در هر سنی رخ دهد، بیماری به احتمال بیشتر در کودکی یا سنین بالاتر میانسالی رخ می دهد (هرتز[۷] و همکاران، ۲۰۰۷).

مبتلایان به صرع ممکن است دوره های خوش خیم یا سخت داشته باشند اما بهرحال به خاطر داشتن یک بیماری مزمن، با مسائل مربوط به سبک زندگی شان چالش می کنند (شیگاگ[۸]، ۲۰۱۳). در واقع صرع به عنوان یک بیماری مزمن می تواند باعث بروز مشکلاتی شود که بسیار فراتر از اختلال تشنجی[۹] است (مانتیوفل[۱۰]، ۲۰۰۵) ؛ اختلالات رفتاری همراه[۱۱] در صرع خیلی فراوان هستند (کانر[۱۲]، ۲۰۰۹) و بر کیفیت زندگی[۱۳] بیماران عمیقاً تأثیر می گذارند. بعضی از اختلالات همراه می تواند نشأت گرفته از فعالیت های صرعی در حین تشنج[۱۴] و یا ناشی از تشنج های راجعه و طولانی[۱۵] باشد. حدود ۸۰ درصد از بیماران مبتلا به صرع کانونی[۱۶] از اختلالات شناختی رنج می برند و طبق مطالعات بیش از نیمی از مصروعین مشکلات رفتاری دارند (هلمستادتر[۱۷]، ۲۰۱۱) که منجر به ابعاد روانشناختی ضعیف در زندگی بزرگسالی می شود (هلمستادتر، ۲۰۱۴). در حالی که افسردگی، شایع ترین اختلال روانیِ همراه است (سوئینکلز[۱۸]، ۲۰۰۵)، اختلال اضطرابی، وسواس، ترس مرضی (نوحی، ۱۳۸۷)، سایکوز (صاحب الزمانی، ۱۳۸۷)، مشکل در حافظه و کندی روانی- حرکتی (هلمستادتر، ۲۰۱۲) نیز در این گروه بطور مکرر مشاهده شده است. در کودکان و در مبتلایان به صرع با شروع زودرس، موانع تحولی بیشتر رواج دارد و مشکلات رفتاری اساسی به وجود می آید؛ از جمله اختلال اتیسم، بیش فعالی، نقص توجه (تیلور[۱۹]، ۲۰۱۳). با توجه به آنچه گفته شد، بررسی تأثیر صرع بر کیفیت زندگی بیمار موضوع بالینی مهمی است که توجه پژوهشی روزافزونی را به خود جلب کرده است. صرع بر طیف گسترده ای از کارایی های روانشناختی و فردی اثر میگذارد. بررسی کیفیت زندگی بیمار شیوه ای مهم برای ارزیابی این تأثیرها است (به نقل از ابراهیمی و همکاران، ۱۳۹۰). کیفیت زندگی مفاهیم عمده ای را که موجب رضایت کلی از زندگی می شود در بر می گیرد. این مفاهیم شامل سلامتی، مسکن مناسب، اشتغال، امنیت شخصی و خانوادگی، آموزش و اوقات فراغت می باشد (نشاط دوست و همکاران، ۱۳۸۸). در واقع کیفیت زندگی به عنوان قضاوت شناختی آگاهانه راجع به رضایت فرد از زندگی تعریف می شود، به همین دلیل وقتی که فردی دچار بیماری مزمن می شود علایم فیزیولوژیکی، پیش آگهی درمان، رژیم درمانی و موضوعات مربوطه می توانند اثرات شدیدی بر درک کلی رضایت از زندگی بگذارند (جواهری،۱۳۸۹).

عکس درباره افسردگی Psychological depression

از سوی دیگر، خانواده به عنوان واحدی اجتماعی در برگیرنده بیشترین و عمیق ترین مناسبات انسانی است و علاوه بر آنکه منبع اولیه نیازهای اساسی فرد محسوب می شود، موقعیت های متعددی را برای یادگیری و شکل گیری نگرش ها و تشکیل باورهای فرد فراهم می آورد. کیفیت رابطه زناشویی یکی از جنبه های مهم مورد بررسی در مطالعات مربوط به خانواده است؛ این اهمیّت ناشی از اهمیّتی است که ازدواج و نتایج فردی و اجتماعی مربوط به آن دارد. کاستر (۲۰۰۹) و لارنس و همکاران (۲۰۰۹) کیفیت رابطه زناشویی را احساسات کلی همسران از شادمانی و رضایت آنها از زندگی مشترک تعریف می کنند. نقصان در سلامتی با کاهش کیفیت زندگی زناشویی رابطه دارد، که تحت تأثیر عواملی مانند کاهش درآمد، تغییر در بازار کار، فعالیت های مشترک اندک یا رفتار مشکل زا قرار می گیرد (به نقل از پاداش، ۱۳۸۹). همچنین، ممکن است ویژگی تعاملات میان زوجین برای کیفیت زندگی زناشویی مهم تر از صفات اجتماعی و یا فردی باشد. در این راستا، گاتمن، ضمن تحقیقاتی دریافت که کیفیت عواطف و احساسات همسران نسبت به هم و شیوه ای که آنان هیجانات خود را بروز می دهند به میزان قابل توجهی پیش بینی کننده آینده ثبات روابط آنهاست. فرایند مبادله هیجانات و درک هریک از زوجین از هیجانات همسرشان، در خشنودی و استحکام روابط زناشویی شان تعیین کننده است. برسی اثرات متغیرهایی مانند علاقه و احترام از جهات مختلف حائز اهمیّت است، از جمله اینکه نظریه پردازان بزرگ همچون مزلو، راجرز، ماری، راتر، فروم، هورنای و نظایر آنها نیاز به احترام و محبت را از مهمترین نیازهای روانی انسان بر شمرده اند (شولتز،۱۳۷۷). در روابط و تعامل بین زوجین، اگر هر یک از طرفین نتوانند زمینه ارضاء این دو نیاز را در یکدیگر فراهم آوردند، نه تنها از روابط خویش لذت نخواهند برد، بلکه زمینه ساز عدم تعادل روانی برای یکدیگر خواهند شد (گلاسر،۱۳۷۹). پژوهش های پیشین نشان می دهند که فشار اقتصادی ممکن است منجر به کناره گیری و عدم توجه مراقبت همسران نسبت به یکدیگر شود. بنابراین هنگامی که زوجین با مشکلات مالی روبرو می شوند تعامل های مثبت بین آنها کاهش می یابد. گرمی و حمایت کنندگی تعامل های زناشویی نیز بر خوشبختی و رضایتمندی زناشویی تأثیر می گذارد و از این طریق کیفیت زناشویی را کاهش می دهد (گانگ، ۲۰۰۷؛ صادقی، ۱۳۹۲). هنگامی که پیوند گرم و صمیمانه زن و شوهر، به دلیل رخ نمون مشکلات تبدیل به رابطه سرد و پر تعارض شود، این مسأله بر خصوصی ترین رابطه آنها یعنی رابطه جنسی، نیز تأثیری منفی خواهد گذاشت.

همچنین، تربیت و روابط با فرزندان نیز حائز اهمیّت است. فرد در تعاملات ابتدایی خود با خانواده به یک موجود اجتماعی تبدیل می شود و به همین دلیل از دیرباز عملکرد خانواده مورد توجه روانشناسان بوده است. (صمدی، ۱۳۸۸) در واقع، محققان اعتقاد دارند با اینکه والدین تنها افرادی نیستند که در اجتماعی کردن فرزندان شان نقش دارند، اما همواره خانواده به عنوان اصلی ترین عامل در نظرگرفته شده است و در این حیطه، جنبه های عاطفی رابطه والدین و فرزندان بیشترین اهمیّت را دارد (صادقی، مظاهری، ۱۳۸۶).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۲ بیان مسأله

صرع نوعی بیماری عصبی مزمن و نمایانگر اختلال زودگذر در عملکرد مغز است که با تخلیه نابجا و سریع نورون ها در مغز مشخص می گردد. به دلیل ماهیت غیر قابل پیش بینی حملات صرع، ابتلاء به این بیماری چالش منحصر به فردی برای بیمار و خانواده وی به شمار رفته و مبتلایان پیامدهای اجتماعی متعددی را در ابعاد زندگی اجتماعی خود تجربه می کنند. پژوهش ها نشان می دهند که بیماران مصروع سطح پایین تری از تحصیلات، درآمد خانوادگی و وضعیت سلامتی در مقایسه با جمعیت سالم دارند. در واقع، برای بسیاری از بیماران مبتلا به صرع، ماهیت اجتماعی بیماری آنها یک معضل محسوب می شود. مطالعه ای بیان می دارد که ٢۵ درصد از افراد بالغ مبتلا به صرع نوعی از یک برچسب اجتماعی را در نتیجه بیماری خود تجربه می کنند (بندستورا، کامفیلد و کامفیلد، ۲۰۰۸). بیماران مبتلا به صرع، به دلیل داشتن ادراک از خود منفی، تمایل زیادی به نسبت دادن شکست ها به ناکارآمدی خود دارند، شکست هایی که بعضاً ناشی از تبعات دارا بودن یک بیماری نورولوژیک است و این حس ناکارآمدی و درماندگی را به سایر تجارب خود نیز منتقل نموده و عملاً بسیاری از فرصت های عملکرد موثر را از خود می گیرند و به جای حل صحیح مسأله به انزوا و درماندگی روی می آورند. صرع، باورها و نگرش های زیربنایی ناکارآمدی ایجاد می کند که مهارت های سازگاری و توانایی مقابله با مشکلات خاص یک بیماری مزمن را تحت تأثیر قرار می دهد. بیمار مصروع، باورها و نگرش هایی در مورد خود شکل می دهد که از عقاید یک فرد عادی متفاوت است و این نگرش ها به وسیله تجارب منفی مربوط به ابتلاء به صرع تقویت شده و منجر به سطوح بالای افسردگی و اضطراب مزمن می شود (صالح زاده، ۱۳۹۰). به عبارتی، این بیماران در معرض طیف وسیعی از اختلالات روانی شامل اضطراب، اختلالات شخصیتی و سایکوز قرار دارند (پاولی، استیفان، ۲۰۰۹). بدین ترتیب ابتلاء به صرع، کیفیت زندگی وابسته به سلامتی را در فردِ مبتلا مورد تهدید قرار داده و بررسی سطوح کیفیت زندگی را در این بیماران آشکار می سازد (منتظری و همکاران، ۱۳۸۹).

بطور کلی ۴۰ درصد از بیماران مصروع، مبتلا به اختلال روانپزشکی همراه هستند که یکی از علل آن مواجه شدن فرد با استرس ناشی از بیماری است (بیرقی، ۱۳۹۱). همچنین روابط بین فردی ضعیف و سبک های ارتباطی غلط (اغلب پرخاشگر یا منفعل) منجر به طرد شدن از سوی دیگران و افزایش انزوای اجتماعی، خلق منفی و تقویت ادراک از خود منفی بیماران است (صالح زاده،۱۳۹۰). صلاحیت اجتماعی نامطلوب (آلمان، ۲۰۱۴؛ و محولاتی، ۱۳۹۱) می تواند علت و نیز معلول این موضوع باشد. در واقع، سازگاری و صلاحیت اجتماعی ضعیف در این بیماران ناشی از عملکرد خانواده، عوارض نامطلوب دارو درمانی، شدت علائم و خیالبافی های نادرست کودک و والدین درباره ماهیت این اختلال است. به عبارت دیگر صرع تجربه استرس زایی است که تکامل و سازگاری فرد را تحت تأثیر قرار می دهد (مظاهری، ۱۳۸۸). در زمینه عملکرد خانواده می توان به اشتباهاتی اشاره کرد که تقریباً همیشه در تربیت کودک مصروع تکرار می شود؛ گاه پرستاری مبالغه آمیز و اتکاء زیاده از حد کودک به والدین و گاه برخورد خشن و تنبیهی با کودک. این رفتارهای متضاد والدین مرتباً تکرار می شود و کودک که از لحاظ جسمی و روانی ضعیف است نمی تواند با این تعارضات بیرونی مقابله و آنها را حل کند؛ نتیجه این فرایند اختلال رفتاری است (مقدسی،۱۳۸۰).

بکارگیری این یافته ها برای مصروعین مشکل آفرین است؛ به عبارت دیگر این افراد در امر تشکیل خانواده، اداره خانواده و مدیریت روابط خود با مشکلاتی روبرو هستند. از طرف دیگر، حمایت خانوادگی بر روند درمان، چرخه معیوب اختلالات روانپزشکی همراه و مقاومت به داروها در بیماران اثر می گذارد. متأسفانه ناآگاهی و باورهای غلط درباره صرع حتی در بین خانواده اصلی این بیماران شایع است. میزان اطلاعات محدود خانواده بر کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی ادراک شده و سازگاری اجتماعی بیماران موثر است. طبق مطالعات، حمایت والدین پیش بینی کننده مثبتی برای سازگاری زناشویی در بین مصروعین است. حمایت بر روابط زناشویی مخصوصاً در شروع آن اثرگذار است. از طرفی بیماران مصروع حمایت اجتماعی پایین تری را گزارش می کنند، و همچنین نتایج تحقیقات نشان دهنده سازگاری زناشویی پایین در بین این بیماران است (چن، ۲۰۱۳). به نظر می رسد رابطه بین حمایت و سازگاری متقابل باشد. لذا حمایت اجتماعی از ازدواج بر سازگاری با صرع تأثیر مثبتی دارد (الیوت، ۲۰۱۱). نتایج پژوهش ها نشان می دهد هنگامی که همسران احساس امنیت عاطفی می نمایند، عملکرد ارتباطی آنان تقویت شده و رضایت زناشویی آنان افزایش می یابد. کیفیت رابطه زناشویی منعکس کننده ارزیابی کلی فرد از رابطه است (کرولی، ۲۰۰۶). اختلالات جنسی نیز می تواند بر سازگاری زناشویی موثر باشد. مبتلایان به صرع لوب گیجگاهی، با وجود داشتن میل جنسی زیاد، از لحاظ جنسی ناتوان اند (مقدسی، ۱۳۸۰). حرکات تکرار شونده غیرارادی جنسی حین یا بلافاصله بعد از حمله تشنجی که بیشتر به صورت حرکات خود ارضایی یا صحبت های جنسی است (با منشأ لوب پیشانی) نیز در این بیماران وجود دارد. از سویی فعالیت زناشویی (به ویژه تنفس های شدید حین روابط زناشویی) نیز احتمال تشنج را افزایش می دهد که می تواند منجر به کاهش میل جنسی در زنان و مردان مصروع شود (نبوی، ۱۳۸۹). پس با توجه به حمایت اجتماعی کمتر، افسردگی بیشتر و وجود اختلالات جنسی در مبتلایان؛ سازگاری زناشویی پایین تر در این بیماران قابل انتظار است (چن، ۲۰۱۳ ). در خانواده، رضایت زناشویی یکی از مهمترین عوامل پیشرفت و دستیابی به اهداف زندگی و تحت تأثیر ثبات عاطفی زوجین است. رضایت از زندگی زناشویی سهم عمده ای در تداوم زندگی و تربیت نسل بعدی دارد (به نقل از فاتحی زاده و احمدی، ۱۳۸۴). بدون شک، خانواده یکی از محوری ترین محیط های تربیتی است که در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی فرد نقشی بسزا دارد. شرایط روانی خانواده مانند روابط عاطفی والدین نسبت به فرزندان در ایجاد سازگاری و سلامت روانی، رشد مهارت های اجتماعی و پیشرفت و موفقیت تحصیلی و شغلی فرزندان نقش تسهیل کننده یا بازدارنده دارد (کرامتی، مرادی، کاوه، ۱۳۸۴). طبق نظر رابین اسکینر، مادری که از رفتار مناسب مادرانه بهره نبرده است و یا پدری که در حد رضایت بخشی در حقش پدری نشده باشد، وقتی قرار است به ایفای نقشی بپردازدکه برای آن هیچ سرمشق درونی در اختیار ندارد؛ رفتار نامناسب و ناهمخوانی خواهد داشت (گلدنبرگ وگلدنبرگ ،۱۳۸۹، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران). از سویی، والدینی که به دلایل مختلف دچار تنیدگی هستند، می توانند تسهیل کننده و یا گسترش دهنده مشکلات رفتاری کودکان خود باشند (مصطفوی و همکاران، ۱۳۹۱). به طورکلی، والدینی که در ارتباطات خود متزلزل، فاقد اطمینان خاطر و بی ثباتند، در نحوه تربیت فرزندان با یکدیگر توافق ندارند، از الگوهای فرزندپروری مبتنی بر طرد، حمایت افراطی با اغماض یا تسلط، انضباط دوگانه، سستی موازین اخلاقی، کمال جویی های غیرمنطقی و عصبانیت و بی ثباتی عاطفی استفاده می کنند، رفتارهای نوروتیک را در کودکان تثبیت می کنند و سبب می شوند که کودکان از نظر هیجانی و عاطفی نیازمندتر شده و در چنین شرایطی از حس اعتماد و امنیت که اساس تحول هیجانی سالم محسوب می شوند، ناکام بمانند. تحقیقات بر روی سازگاری کودکانی که والدین آنها دچار درد مزمن بودند، نشان دادند کودکان این گروه از والدین، مشکلات رفتاری بیشتر و شایستگی اجتماعی کمتری دارند (خدایاری فرد، ۱۳۸۲). در نهایت باید توجه داشت که مشکلات رفتاری کودکان با تنیدگی مادران و تنیدگی موجود در روابط زناشویی (کیدرون، لندرث، ۲۰۱۰)، افسردگی (فورهندو همکاران، ۱۹۸۲؛ به نقل از مصطفوی و همکاران، ۱۳۹۱)، اضطراب (فانتزوو همکاران، ۲۰۰۶) و کناره گیری که همگی در زندگی بیماران مبتلا به صرع به وفور دیده می شود.

بنابراین با توجه به مهارت های اجتماعی ضعیف (مظاهری، ۱۳۸۸)، وجود اختلالات روانپزشکی (نجفی، ۱۳۸۹)، اختلافات زناشویی بیشتر (چن و همکاران، ۲۰۱۳)، سلامت روان نامناسب خانواده مصروعین (صفوی، ۱۳۸۹) و تقابل و تعامل این عوال با کیفیت زندگی فرد مصروع و خانواده اش و باتوجه به اینکه شرم و خجالت مداوم (به دلیل داشتن بیمار مصروع در خانواده) بر پویایی ها و الگوهای ارتباطی بین اعضای خانواده تأثیر گذار است، به نظر می رسد صرع به عنوان یک بیماری مزمن دارای تأثیرات اقتصادی-اجتماعی زیادی بر فرد مبتلا و خانواده اوست و روابط فرد مبتلا را تحت تأثیر قرار می دهد. در این پژوهش بر آنیم تا تأثیرات صرع را بر کیفیت زندگی، کیفیت روابط

با همسر و کیفیت روابط با فرزند بررسی کنیم.

مدل مفروض درباره روابط بین متغیرهای پژوهش در شکل زیر ارائه گردیده است.

۱-۳ اهمیّت پژوهش

انجمن صرع ایران ادعا می کند که در ایران هر ساله بیش از ۳۰ هزار نفر، دچار صرع می شوند (مسرور و همکاران ،۱۳۹۰). با توجه به گستردگی روزافزون این بیماری، باید تمامی ابعاد زندگی این افراد بررسی شده و زمینه بهبود شرایط زندگی را برای ایشان فراهم نمائیم.

کیفیت زندگی یکی از نگرانی های عمده برای متخصصان بهداشت است. ارزیابی کیفیت زندگی کمک می کند تا مشکلات بیماران به طور بنیادی تر مورد توجه قرار گرفته و روش های درمانی مورد تجدیدنظر قرار گیرند (مرکوریس[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۹). به عبارت بهتر، دستیابی به اطلاعات کیفیت زندگی نه تنها راه گشای درمان های مؤثرتر و پیشرفت های آینده است، بلکه در ارتقای برنامه های حمایتی و اقدامات توانبخشی بسیار مؤثر است.

همچنین درون هر خانواده روابطی وجود دارد که درک آنها به درک مشکلات خانواده می انجامد (افقری، ۱۳۹۱). در واقع، خانواده یکی از محوری ترین محیط های تربیتی است که در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی فرد نقشی بسزا دارد. شرایط روانی خانواده مانند روابط عاطفی والدین نسبت به فرزندان، فرزندان نسبت به یکدیگر، و والدین نسبت بهم در ایجاد سازگاری و سلامت روانی، رشد مهارت های اجتماعی و پیشرفت و موفقیت تحصیلی و شغلی فرزندان نقش تسهیل کننده یا بازدارنده دارد. در این سامانه تربیتی والدین نقش اساسی و سرنوشت سازی در زندگی فرزندانشان دارند (کرامتی، مرادی، کاوه، ۱۳۸۴).

وقتی ازدواجی تیره می شود تنها زن و شوهر نیستند که آسیب می بینند، بلکه فرزندان آنها هم در این رهگذر آسیب می بینند. این کودکان در مقایسه با سایر همسالان خود، از افسردگی و رفتارهای مسأله دار بیشتری رنج می برند و عملکرد درسی شان در مدرسه ضعیف تر می شود. لذا با شناسایی عوامل خطرزا در زندگی زناشویی می توان آینده روشنی را برای خانواده و در نهایت برای جامعه رقم زد.

۱-۴ اهداف پژوهش

۱- بررسی رابطه بین سن ابتلاء به صرع و روابط عمومی با همسر در افراد مبتلا به صرع

۲- بررسی رابطه بین سن ابتلاء به صرع و روابط خصوصی با همسر در افراد مبتلا به صرع

۳- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و رابطه مثبت با فرزند در افراد مبتلا به صرع

۴- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و تعارض با فرزند در افراد مبتلا به صرع

۵- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و وابستگی به فرزند در افراد مبتلا به صرع

۶- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و روابط خصوصی با همسر در افراد مبتلا به صرع

۷- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

۸- بررسی رابطه بین روابط خصوصی با همسر و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

۹- بررسی رابطه بین رابطه مثبت با فرزند و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

۱۰- بررسی رابطه بین رابطه مثبت با فرزند و تعارض با فرزند در افراد مبتلا به صرع

۱۱- بررسی رابطه بین رابطه مثبت با فرزند و وابستگی به فرزند در افراد مبتلا به صرع

۱۲- بررسی رابطه بین وابستگی به فرزند و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

۱۳- بررسی رابطه بین تعارض با فرزند و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

۱۴- بررسی مدل ساختاری رابطه بین سن ابتلاء به صرع، روابط عمومی با همسر، روابط خصوصی با همسر، رابطه مثبت با فرزند، تعارض با فرزند، وابستگی به فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع

۱-۵ فرضیات پژوهش

فرضیه ۱- بین سن ابتلاء به صرع و روابط عمومی با همسر در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۲- بین سن ابتلاء به صرع و روابط خصوصی با همسر در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۳- بین روابط عمومی با همسر و رابطه مثبت با فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه ۴- بین روابط عمومی با همسر و تعارض با فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۵- بین روابط عمومی با همسر و وابستگی به فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۶- بین روابط عمومی با همسر و روابط خصوصی با همسر، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۷- بین روابط عمومی با همسر و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۸- بین روابط خصوصی با همسر و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۹- بین رابطه مثبت با فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۱۰- بین رابطه مثبت با فرزند و تعارض با فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۱۱- بین رابطه مثبت با فرزند و وابستگی به فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۱۲- بین وابستگی به فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۱۳- بین تعارض با فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه ۱۴- برازش مدل ساختاری رابطه بین سن ابتلاء به صرع، روابط عمومی با همسر، روابط خصوصی با همسر، رابطه مثبت با فرزند، تعارض با

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




۷۸

روش پژوهش: ۷۸

جامعه آماری ۷۸

حجم نمونه وروش نمونه گیری ۷۸

ابراز اندازه گیری و روش گرد آوری داده ها ۷۹

مؤلفه های شهروندی آکسفام ۷۹

مراحل انجام تحلیل محتوا ۸۲

۱ـ صورتبندی سؤال یا فرضیه های تحقیق ۸۲

۲ـ تعریف جامعه مورد پژوهش ۸۲

۳ـ انتخاب نمونه ۸۲

۵ـ مقوله بندی محتوای مورد تحلیل ۸۳

۶ـ تحلیل داده ها ۸۳

روش تجزیه و تحلیل داده ها ۸۴

متدولوژی ۸۴

فصل چهارم

یافته های پژوهش

نمونه جدول تحلیل محتوا کتاب های تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی از لحاظ توجه به مفاهیم ۸۵

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

جدول نهایی (۱-۴) تحلیل محتوای درس  تعلیمات اجتماعی پایه سوم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش  شهروندی حیطه ی ( شناختی، ارزشی ، مهارتی ( ۸۷

نمودار(۴-۱) تحلیل محتوا کتاب تعلیمات اجتماعی پایه سوم حیطه شناختی ۸۸

نمودار (۴-۲) تحلیل محتوا کتاب تعلیمات اجتماعی پایه سوم حیطه ارزشی   ۸۹

نمودار (۴-۳) تحلیل محتوای کتاب تعلیمات اجتماعی پایه سوم حیطه مهارتی ۹۰

جدول نهایی(۲-۴) تحلیل محتوای درس جغرافیا پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش  شهروندی (حیطه ی شناختی ) ۹۱

نمودار نهایی ( ۴-۴) تحلیل محتوا درس جغرافیای پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی(حیطه شناختی) ۹۲

جدول نهایی (۳-۴)  تحلیل محتوای درس جغرافیا پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش  شهروندی (حیطه ی ارزشی) ۹۳

نمودار نهایی ( ۵-۴) تحلیل محتوا درس جغرافیای پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی (حیطه ی ارزشی) ۹۴

جدول نهایی (۴-۴) تحلیل محتوای درس جغرافیا پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش  شهروندی حیطه مهارتی) ۹۵

نمودار نهایی (۶-۴) تحلیل محتوا درس جغرافیای پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی حیطه ی مهارتی) ۹۶

جدول نهایی(۵-۴) تحلیل محتوای درس تاریخ پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش  شهروندی(حیطه ی شناختی) ۹۷

نمودار نهایی ( ۷-۴) تحلیل محتوا درس تاریخ  پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی حیطه شناختی ( ۹۸

جدول نهایی (۶-۴)  تحلیل محتوای درس تاریخ  پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش  شهروندی (حیطه ی ارزشی) ۹۹

نمودار نهایی) ۸-۴) تحلیل محتوا درس تاریخ  پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی )حیطه ی ارزشی( ۱۰۰

جدول نهایی(۷-۴ ) تحلیل محتوای درس تاریخ پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش شهروندی (حیطه مهارتی ۱۰۱

نمودار نهایی) ۹-۴ ) تحلیل محتوا درس جغرافیای پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی(حیطه ی مهارتی) ۱۰۲

جدول نهایی (۸-۴ ) تحلیل محتوای درس مدنی  پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش  شهروندی (حیطه ی شناختی ( ۱۰۳

نمودار نهایی ( ۴-۱۰) تحلیل محتوا درس مدنی پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی (حیطه ی شناختی) ۱۰۴

جدول نهایی (۹-۴ ) تحلیل محتوای درس مدنی پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش  شهروندی (حیطه ی ارزشی ) ۱۰۵

نمودار نهایی ( ۱۱-۴ ) تحلیل محتوا درس مدنی پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی(حیطه ی ارزشی) ۱۰۶

جدول نهایی(۱۰-۴ )  تحلیل محتوای درس جغرافیا پایه چهارم تا پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری از مفاهیم آموزش  شهروندی (حیطه مهارتی( ۱۰۷

نمودار نهایی( ۱۲-۴ ) تحلیل محتوا درس مدنی پایه چهارم و پنجم دبستان از نظر میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی (حیطه ی مهارتی) ۱۰۸

جدول شماره ی( ۱۱-۴ ) مقایسه ی مولفه های آموزش شهروندی در کتب تعلیمات اجتماعی مقطع ابتدایی ۱۰۹

خلاصه ۱۱۰

فصل پنجم ۱۱۱

خلاصه ، نتیجه گیری و پیشنهادات ۱۱۱

بررسی سؤالات پژوهش ۱۱۲

نتیجه گیری ۱۱۸

پیشنهادات ۱۲۰

پیشنهادات کاربردی : ۱۲۰

منابع ۱۲۲

پیوست ۱۲۸

مؤلفه های شهروندی آکسفام ۱۲۹

Abstract 132

       

فصل اول

کلیات پژوهش

 آموزش و پرورش مبدا توسعه کلان کشور است. برای توسعه باید از آموزش و پرورش شروع کرد و این خود نیازمند آن است که ما آموزش و پرورش توسعه یافته داشته باشیم. که بدون یک نظام آموزش توسعه یافته، نمی توان به توسعه یافتگی نایل شد و هم بدون تربیت نسل آینده که هم توسعه یافته باشند، هم قطارهای توسعه را بر دوش ریل توانمندی های خود حمل می کنند، دستیابی به توسعه مسیر نمی شود . توسعه درون زا با اتکا بر توان داخلی و ظرفیت های درون سیستمی و با اتکاء بر منابع مادی و معنوی و با رسیدن به مدل بومی می تواند هم قابلیت اجراء داشته باشد و هم تداوم پیدا کند آموزش سنگ بنای نوسازی انسان است و نوسازی آموزشی یکی از ارکان مهم توسعه همه جانبه محسوب می شود)اسکندری و رفیعی فر، ۱۳۸۴)

دانلود پایان نامه

شهروندی یکی از مهمترین مفاهیم و ایده های اجتماعی است که در بازخوانی رابطه فرد و جامعه کارایی دارد. تعاریف متفاوتی از شهروندی شده ولی تعبیر مشترک از آن وجود دارد که عناصر اساسی آن حقوق و وظایف می باشد.

شهروندی رابطه بین فرد و جامعه را در قالب حقوق و مسئولیت ها بازنمایی می کند شهروندی هر دو عنصر فردگرایانه و جمع گرایانه را در خود دارد بدین ترتیب که شهروندی از یک طرف با اعطای حقوق، معنای لازم را به فرد می دهد که فارغ از هرگونه دخالت، منافع خود را دنبال نماید و همچنین فرد را قادر می سازد که دستی در شکل دادن به نمادهای حکومتی عمومی داشته باشد و از طرف دیگر بر مسئولیت هایی که باید برای پایداری جوامع سیاسی و محیط طبیعی مان بپذیریم تاکید می کند بنابراین تنها در بستر اجتماعی است که روابط انسانی پایدار بوده و حقوق قابل تحقق است (فالکس، ۱۳۸۱)

شهروندی به عنوان رویکردی که به انواع حقوق انسانی در جامعه اشاره می کند و تعامل بین فرد و جامعه را جهت می دهد.( پارکر، ۲۰۰۲)

بنابراین زمانی آموزش وپرورش در رسیدن به اهداف و آرمانهایش موفق خواهد بود که بتواند شهروندی آگاه مسئول و خلاق بپروراند و این امر میسر نیست مگر از طریق آموزش بهینه شهروندی و نیز ارتقا فرهنگ شهروندی، شهروندی یک فرایند مربوط به تمام عمر است و به همین جهت همه ی افراد در طول زندگی خود نیازمند آموزشهای متناسب با شهروندی در مراحل گوناگون زندگی هستند البته این امر زمانی جامه عمل می پوشد که فضای آموزش جامعه فضای دموکراتیک بخود بگیرد و این ممکن نیست مگر به شرط استقرار نظام سیاسی مردم سالار، در این فضای دموکراتیک دانش آموزان نیز نیازمند آن هستند که در زمینه های اخلاقی رشد اجتماعی و دانش و درک درست و عینی از جهان آموزش ببینند در تمام تصمیم گیری های مربوط به خودشان در خانه و مدرسه و جامعه مشارکت کنند و به عنوان یک شهروند به صورتی فعال در مناسبات اجتماعی متناسب با احوال خودشان قرار گیرند.

با توجه به این که دوره ی تعلیمات ابتدایی ۷-۱۲) سالگی(مناسب ترین دوره برای آموزش بسیاری از مطالب آموختنی است، مشروط به این که روش آموزش بر خصوصیات فکر کودک در این سنین منطبق باشد در چنین شرایطی با اندک غفلتی ممکن است فعالیت های آموزشی از مسیر صحیح منحرف شود و نیروهای موجود صرف یادگیری مطالبی شود که مفید نیست.

در این میان نخستین مظهر فلسفه در آموزش و پرورش برنامه ی درسی و مدارک است که نقش کلیدی را در تبیت شهروندان برعهده می گیرد برنامه درسی شامل اساسی ترین خط مشی اجرای برای دستیابی به هدف های آموزش و پرورش هستند بدین جهت باید در تهیه و اجرای آنها نهایت مراقبت و دقت نظر اعمال شود تا به حد مطلوب با ویژگی های شهروند مطلوب مطابقت داشته باشد(جباری، ۱۳۸۲)

بیان مساله:

نظام تعلیم و تربیت در هر جامعه ای یک عامل پایه و بنیادی است که وظیفه آموزش و پرورش آن جامعه را برعهده دارد و پیشرفت هر جامعه به میزان موفقیت برنامه ریزی های آموزش و پرورش آن جامعه بستگی دارد و اهمیت آن تا بدان جاست که برای آموزش و پرورش قرن بیست و یکم تقویت و تمرین روحیه دموکراسی و مردم سالاری در کلاس درس و برداشتن دیوارهای مدارس برای اجتماعی بار آمدن دانش آموزان لازم و ضروری لحاظ می شود(صانعی، ۱۳۸۰)

آموزش شهروندی دانش آموزان را به مهارت هایی همچون رشد اعتماد به بیان عقاید شخصی، رشد مهارت های تشخیص دیدگاه ها، تجارب شخصی و گروهی رشد مهارت های تفکر انتقادی در مباحث، رشد مهارت های همکاری و حل تعارض اعتماد به نیروی خلاقیت، رشد مهارت های مشارکت دموکراتیک و به دست آوردن تجربه از عمل برای تغییر مجهز می کند(کلوگ و فولدن، ۲۰۰۲)

برنامه های تربیت شهروندی به یکی از دو شکل زیر ارائه می شود:

  • آموزش مستقیم تربیت شهروندی در این شکل برنامه های آموزش شهروندی با توجه به ماهیت برنامه های دومی طراحی و درمرحله اجراء ارائه می شود.
  • آموزش ضمنی تربیت شهروندی: در این شیوه مفاهیم واصول آموزش شهروندی از طریق فعالیت های متنوع دنبال می گردد. در برنامه ریزی درسی برای آموزش شهروندی، باید بحثی شود که اهداف محتوا و روش های تدریس و ارزشیابی متناسب با عناصر تربیت شهروندی باشد. بنابراین لازم است که این  مولفه ها را در زمینه آموزش شهروندی مورد تاکید قرار دهد (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۱)

یکی از جدیدترین مطالعاتی که در سطح بین المللی و با مشارکت ۲۰ کشور جهان انجام شده و تحت عنوان « مطالعات شهروندی» منتشر شده است نشان می دهد که اغلب جوامع دارای این نگرانی عمیق هستند که چگونه کودکان، نوجوانان و جوانان خود را برای زندگی در جوامع معاصر آماده کنند و چگونه راه و رسم مشارکت در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را به آنها بیاموزند (دیبا و اجاری، ۱۳۸۱)

عکس مرتبط با اقتصاد

شهروندی از جمله مباحث مهم در حیطه مطالعات اجتماعی است. شهروندی مفهومی است که درصدد اشاعه اصول اساسی دموکراسی در بین افراد جامعه است(میگلر۱۹۹۸)

تربیت شهروندی عبارت است از توسعه دانش، مهارت و نگرش ها و ارزش هایی که دانش آموز را قادر می سازد تا به عنوان یک شهروند فعال و آگاه در جامعه دموکراتیک در شرایط ملی و بین المللی مشارکت جویند. (کیرن،۲۰۰۳)

افراد در طول دوران تحصیل از مقطع ابتدایی تا تحصیلات عالیه از طریق کتب درسی نیز با مفاهیم و ارزش های مورد قبول جامعه آشنا می شوند در کشور ما فعالیت های آموزش در چهار چوب کتاب درسی تحقق می یابد در تمام کشور برای هر موضوع درسی در هر پایه تحصیلی یک کتاب تالیف می شود و در بین مدارس توزیع می گردد. معلمان فعالیت های خود را بر محور کتاب درسی متمرکز کند. امتحان و ارزشیبای عمدتا محدود به مطالب کتاب درسی است از این رو وسیله آموزش در نظام تعلیم و تربیت دارای نقش بسیار مهمی است و کتاب های درسی به خاطر اهمیت زیادی که درتحقق اهداف آموزشی دارند کانون توجه تمامی دست اندرکاران آموزشی و پرورش می باشد. ( یارمحمدیان، ۱۳۷۷)

در نظام آموزشی ایران با توجه به متمرکز بودن آن ، کتاب درسی مهم ترین و پرکاربردترین رسانه آموزشی محسوب می شود . بنابراین کتاب درسی باید براساس اهداف آموزش و پرورش و متناسب با شیوه های نوین به منظور ارتقاء کیفیت رشد دانش آموزان  در تمام ابعاد و زمینه ها به ویژه ارزش های مطلوب حامعه ، تدوین و تالیف گردد.

مفیدی (۱۳۸۶)   در بررسی خود با عنوان آموزش شهروندی و مردم سالاری به کودکان ارائه نموده است. او در پژوهش خود نیاز به شهروندانی  آگاه و مسئول را از مهم ترین دلایل برقراری و اجباری نمودن سیستم آموزشی در سطوح پایه می داند. محقق مذکور ، آموزش شهروندی و دموکراسی را اکتساب حد وسیعی از گرایش ها ، اخلاقیات و پرهیزگاری ها می داند که کودکان آن ها را نه تنها از طریق کلاس های علوم اجتماعی و مدنی بلکه در کل سیستم  آموزشی می داند . مفیدی نظام تعلیم وتربیت ایران در              زمینه های آموزش های مذکور چندان موفق نمی داند و این در حالی است که تحولات پرشتاب جهانی ایجاد می کند که کودکان و دانش آموزان در مراکز یادگیری علاوه بر یادگیری مهارت های اولیه با رفتارها و قابلیت های شهروندی و توانایی زیستن در یک جامعه مرد م سالار آشنا شوند .

(منوچهری ۱۳۸۶)در بررسی خود با عنوان مقایسه ای محتوای کتب درسی مقطع ابتدایی با ویژگی های  شهروند جهانی در سال تحصیلی ۸۶ـ۱۳۸۵ ارائه نموده است جامعه آماری مورد پژوهش کتاب های درسی دوره ی ابتدایی می باشدنتایج این پژوهش نشان داده که  کتاب های درسی مورد نظر به صورت ناقص و گذرا به آموزش ویژگی های شهروند جهانی پرداخته اند.

با توجه به اهمیت حقوق شهروندی در ایران امروزه با توجه به اهداف آموزش و پرورش در تربیت شهروندی آگاه، مشارکت جو و فعال و نیز از آن جا که اهداف از جامعه پذیر کردن آماده کردن ایشان برای زندگی در جامعه امروز ایران است پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی در کتابهای اجتماعی دوره ابتدایی بپردازد تا مشخص شود به چه میزان برای آشنا کردن دانش آموزان در این کتاب ها با مولفه های شهروندی تلاش صورت گرفته است.

اهمیت و ضرورت

یکی از دغدغه های مفهومی و ذهنی بین المللی جدید در عرصه آموزش و پرورش طی چند سال اخیر مساله آموزش مولفه های شهروندی است. (آشتیانی و دیگران،۱۳۸۵)

آموزش شهروندی هم یک حق است و هم یک اجبار است.  هر شهروند از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی خاص برخوردار است.  آموزش شهروندی راهی است برای زندگی با یکدیگر که در آن فرد در مسئولیت اجتماعی جامعه خود مشارکت می کند به عبارتی می تواند منافع خود را تشخیص دهد و برای دستیابی به آن تلاش کند.  ( کدیور، ۱۳۸۲)

برمبنای موج جدیدی که امروزه در مباحث علوم انسانی در معنای عام و علوم اجتماعی در معنایی خاص ایجاد شده است. تداوم حیات و پیشرفت جامعه تنها در سایه ی وجود شهروندی فعال، مشارکت جو آگاه و کنشگر و در یک جمله انسانهای عامل ممکن است. امروزه حل بسیاری ازمسائل و مشکلات جامعه در گرو آگاهی و رفتار اعضای جامعه است چرا که ایشان را در استیفای حقوق خویش تواناتر می سازد. با آگاه شدن افراد و بویژه دانش آموزان از حقوق خویش بالطبع افراد با مسئولیت خود در قبال جامعه و یکدیگر آشنا می شوند و بدین وسیله نظم اجتماعی روند رو به رشدتری بخود می گیرد با آگاهی دانش آموزان از حقوق شهروندی خود می توان امید داشت جامعه به جامعه ای پویا و فعال تبدیل شود به این صورت که دانش آموزان با نگاهی از حقوق خویش می توانند، تعاملات اجتماعی خود را با یکدیگر و نظام سیاسی حاکم بر جامعه مشخص سازند و از این طریق در نهادینه کردن شهروندی نقش مهمی ایفا کند.

آموزش و پرورش ابتدای نقطه شروع حرکتی طولانی و مهم از زندگی انسان است و چنان چه به برنامه ریزی این مرحله از آموزش و محتوای مندرج در کتاب ها به خوبی توجه شود و اصول و معیارهای صحیح به اجرا در آید. گامی بزرگ برای تربیت انسان های مطلوب و شهروندی متناسب با جهان امروز و موقعیت های آینده او برداشته شده است. بنابراین کتاب های درسی یکی از عوامل انسانی در رشد و توسعه یادگیری شناختی کودکان در جهان امروز به حساب می آیند که تحلیل کتاب های درسی می تواند دست اندرکاران آموزش و پرورش را در اتخاذ تصمیم های عاقلانه هنگام تهیه کتاب درسی برای استفاده در کلاس ها توانا سازد. (امام جمعه، ۱۳۸۶)

از سوی دیگر، عوامل متعددی لزوم توجه به تربیت شهروندی را در برنامه های درسی توجیه می کند از آن جمله می توان به تغییرات سریع سیاسی مهاجرت های گسترده، وضعیت نامساعد اقتصادی، گسترش ارتباطات جهانی شدن، حقوق بشر و محیط زیست اشاره کرد که هر یک از آنها می تواند به عنوان یک آسیب و چالش دوام و بقاء هر جامعه را تهدید کند باشد اگر بدرستی با عوامل فوق برخورد نشود نمی توان از این آسیب ها و چالش ها در امان بود پس ضروری است که در مقوله تربیت شهروندی تحقیقات بیشتری انجام شود تا تمام اصول، رویکردها، روش ها و اهداف برنامه های شهروندی به طور واضح مشخص و روشن گردد تا راه بر تدوین و اجرای برنامه های درسی تربیت شهروندی هموار شود. (مجلل چوبقلو۱۳۸۷)

عکس مرتبط با محیط زیست

کشور ایران هم از این قاعده و قوانین مستثنی نیست و برای این که از این چالش ها و آسیب های اجتماعی موجود در کشور در امان بماند و انسجام سیاسی، فرهنگی و ملی خویش را حفظ نماید باید مقوله تربیت شهروندی بیش از پیش توجه شود.

شهروندی موضوعی که نخستین بار در علوم اجتماعی مطرح شده اما ضرورت های توجه به آن سبب شد تا شاهد ظهور آن در مقوله های دیگر من جمله عرصه تعلیم و تربیت به عنوان یک عرصه بنیادی باشیم.

این تحقیق یک تحقیق کاربردی است وبه دست اندرکاران امر آموزش وپرورش در زمینه نقش شهروندی و کاربرد آن در جامعه یاری می رساند و می تواند با تحلیل کتاب های تعلیمات اجتماعی میزان توجه به مؤلفه های آموزش شهروندی را در دوره ابتدایی کشور سنجیده و با وضعیت مورد انتظار مقایسه نماید تا با قرار دادن نتایج حاصله در اختیار مسؤلین ذی ربط در دستگاه تعلیم و تربیت کشور مثل برنامه ریزان درسی ، کارشناسان و راهنمایان تعلیماتی و مسؤلان گروه های آموزشی امیدوار باشد که مشکلی از مشکلات فرا روی تعلیم و تربیت کشور حل نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:13:00 ب.ظ ]